
شورای نویسندگان مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات
اشاره
عظمت و بزرگی قیام ۱۵ خرداد بر کسی پوشیده نیست. این بزرگی با نام حضرت امام (ره) اوج میگیرد و بررسی سی این واقعه بدون نام ایشان ناممکن می نماید.
جلد اول مجموعه قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک که پیش از این وارد بازار نشر شده است. مجموعه استاد سالهای ۱۳۲۶ تا پایان ۱۳۴۱ را در بر میگرفت مجموعه حاضر که جلد دوم این سری کتابهاست سندهای ۱۳۴۲/۱/۱ تا ۱۳۴۲/۳/۱۵ را در خود جای داده است.
ابتدای سندهای این بخش خبرهای حمله نیروها و کماندوهای نظامی رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه است و به همین سبب عنوان فرعی این جلد ” فیضیه ” نام گرفته است. اسناد این جلد با خبرهای غروب روز ۱۵ خرداد که اولین بازتاب بازداشت حضرت امام (ره) را نشان میدهد پایان میگیرد. امید است این کتاب نیز به سان کتاب دیگر این مجموعه مورد مداقه اهل فن قرار گیرد و قدمی هر چند کوچک برای بازیایی عناصر عمده شکل گیری قیام ۱۵ خرداد و واگویی تاریخ این دوره باشد.
از متن کتاب:
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، علاوه بر تحکیم موقعیت شاه در ایران و تبدیل او از «شاه» در موقعیت و جایگاه حکومت مشروطه سلطنتی به شاهی مستبد و فراتر از تمامی قوانین، اساس رابطه نیرومند دست نشاندگی بین رژیم ایران و آمریکا شد. این رابطه در آغاز بخشی از استراتژی نگاه نو حکومت آیزنهاور بود. «نگاه نو» که در گزارش شورای امنیت ملی آمریکا در نوامبر ۱۹۵۳(۱۳۳۲) مطرح شد، تلاشی برای بازیابی ابتکار در رویارویی جهانی با اتحاد شوروی و در عین حال کاهش هزینه های دفاعی آمریکا بود؛ گرچه پایه ی استراتژی نگاه نو اندیشه ی دفاع از پیرامون حکومت ترومن بود. هدف اصلی این سیاست، این بود که با تغییر جهت گیری بنیادین نیروهای مسلح آمریکا، این نیرو وظایفش را موثرتر و با هزینه ای کمتر انجام دهد. نیروهای زمینی معمولی، که بسیار پر خرج بودند و در کره به نحو نومید کننده ای پای در گل مانده بودند، باید اهمیت کمتری می یافتند و ناوگان بمب افکنهای استراتژیک آمریکا باید ظرفیتی پیدا می کرد که بتواند هم ضربه های هسته ای محدود و هم تلافی سنگین را اجرا کند. در همین حال نگاه نوخواهان تلاشی اساسی برای تقویت کشورهای طرفدار غرب در امتداد تمامی پیرامون حوزه ی نفوذ شوروی نیز بود و این طرحی بود که حکومت ترومن در ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) آغاز کرده بود اما در اثر برنامه بازسازی اروپا و جنگ کره متوقف مانده بود. در نتیجه حکومت آیزنهاور شروع به استقرار روابط دست نشاندگی در تمامی خط پیرامون چین و شوروی کرد و از دستیاری امنیتی، کمک اقتصادی، اتحاد و فعالیتهای مخفی که حکومت پیشین در جهان سوم چندان زیاد بکار نبرده بود استفاده ی فراوان کرد. بنابراین جابجایی اساسی در برنامه کمک نظامی و اقتصادی امریکا و دور شدن آن از اروپا صورت گرفت و گرایش بیشتر به سوی کشورهایی در خاورمیانه و آسیای شرقی آغاز شد. در این دوره ایران پاکستان تایلند، ویتنام جنوبی، تایوان و کره جنوبی همه دست نشاندگان مهم آمریکا شدند. این روابط دست نشاندگی با بالا بردن توانایی آمریکا برای مقابله با گسترش جوبی شوروی بخوبی با تمایل حکومت برای بازیابی ابتکار عمل علیه اتحاد شوروی در عین کاهش هزینه های دفاعی آمریکا وفق داشت…


